چرا مطالعه تاريخ ارزشمند است؟ 
1387/3/22

Philip. J. Adler                                ترجمه: جمشيد نوروزي 
چند سال پيش كتابي با عنوان چشمگير «Her Story» درباره‌ي زنان گذشته، منتشر شد. ناگهان، معني واقعي كلمه‌ي متداول بسيار روشن‌تر شد. تاريخ در واقع يك داستان است، اما نه مختص زنان يا مردان، بلكه داستان همه‌ي كساني است كه از خود اثري باقي گذاشته‌اند. تاريخ مي‌تواند به صورت خيلي ساده، به عنوان «داستان كارهاي انسان در زمان‌هاي گذشته» تعريف شود. آن اعمال، بدون توجه به اين كه ديروز يا 5000 سال پيش رخ داده‌اند، در قالب‌هاي كلي قرار مي‌گيرند. نيازهاي طبيعي، نظير آب، غذا و هواي قابل تنفس، بعضي از اعمال را تحميل مي‌كند. اعمال ديگر، مانند اعتقاد ديني يا جستجوي جاودانگي، ريشه در نيازهاي عاطفي و فكري دارد. عمل انسان بيشتر از آرزوها ناشي مي‌شود تا فقط از نيازها. برخي آرزوها، مانند آرزوهاي ادبي، كنجكاوي علمي و تلاش براي دستيابي به قدرت سياسي بيش از ديگران، چنان عادي هستند كه در هر نسلي تكرار مي‌شوند. تاريخ ثبت چگونگي موفقيت يا شكست انسان‌ها در تلاش براي رفع نيازها و يا رسيدن به آرزوهاست. نسل‌هاي زيادي از اجدادمان با آن ثبت، كه براي رهنمايي اعمالشان سودمند بودند، خو گرفتند. مطالعه‌ي اقدامات گذشته‌ي بشر، همچنين مشوق ما در ديدن توانايي‌هاي كنوني فردي و گروهي‌مان است. شايد اين بزرگ‌ترين ارزش تاريخ است و سبب جذابيت دايمي تاريخ براي زنان و مرداني كه در جستجوي يك زندگي خوب هستند، مي‌گردد. خيلي از مردم به طور طبيعي شيفته‌ي مطالعه‌ي تاريخ هستند، اما بعضي تاريخ را مشكل يا (بدتر از اين) «بي‌فايده» مي‌دانند. بعضي از دانش‌آموزان از درس تاريخ وحشت دارند. به نظر آنها نكته جالب‌توجهي در يادگيري مطالب مربوط به گذشته وجود ندارد. آنان مي‌گويند: «زندگي ما اكنون و اينجاست؛ گذشته را براي گذشته رها كن». براي توجيه مطالعه‌ي تاريخ چه مي‌توان گفت؟ بي‌خبري مردم نسبت به گذشته‌ي خود، موجب ناآگاهي آنان از زمان حال مي‌شود، زيرا رشد و ترقي يكي به طور مستقيم با رشد ديگري مرتبط است. عدم اطلاع از گذشته و فراموش كردن تجربه‌هاي پشينيانمان، از ما يك فرد مبتلا به بيماري فراموشي مي‌سازد كه هميشه از چيزهايي عادي و قابل پيش‌بيني تعجب مي‌كند. ما نه تنها نمي‌دانيم چه بايد انجام دهيم، بلكه قادر به درك توانايي‌هاي واقعي خويش هم نيستيم؛ زيرا معياري براي سنجش آنها نداريم. انديشه‌ي غيرتاريخي نمي‌داند چه چيزي را از دست مي‌دهد و ـ برخلاف سخن قديمي ـ يقيناً به شما آسيب مي‌رساند! نكته‌ي قابل‌توجه در اين‌جا، پرسش درباره‌ي «تاريخ، خود را تكرار مي‌كند» نيست. اين انديشه كه اغلب به صورت كليشه‌اي ذكر شده، از نظر تحت‌اللفظي، مسلماً بي‌معني است. تاريخ عيناً تكرار نمي‌شود، و تفاوت در جزئيات هميشه مهم است. تاريخ الگوهاي كلي را كه برخاسته از نيازها و تمايلات مشترك انسان‌ها هستند، ارائه مي‌كند. شناخت و احترام به اين الگوها، بخش مهمي از لوازم ذهني همه‌ي جوامع بشري بوده است. دليل ديگري براي دانستن گذشته ـ صرف‌نظر از دليل شخصي ـ وجود دارد. اشخاص سالخورده كه چيزي از تاريخ نمي‌دانند، واقعاً در موقعيت بچه‌ها قرار دارند. آنان، مانند كودك، بي‌اختيار هستند، براساس زور عمل مي‌كنند، دامنه‌ي عمل آنها محدود است و بر اين باورند كه كار زيادي نمي‌توانند انجام دهند و احتمالاً قادر به درك مسائل نيستند. آنها تحت‌تأثير عقايد، آرزوها و اهداف ديگران مي‌باشند. آنان تا موقعي كه از مرحله‌ي كودكي گذر نكرده‌اند، كنترل زندگي خويش را به دست نخواهند گرفت. موضوع تأسف‌بار اين است كه فرد بزرگسال بدون معلومات تاريخيف در ضمن رشد فيزيكي، كمترين رشد فكري را دارد. افراد فاقد اطلاعات تاريخي همانند كساني هستند كه داخل يك صندوق چوبي بسته‌بندي شده قرار گرفته‌اند. اينان با تولد در زمان، مكان و جامعه‌اي معين ـ در داخل اين جعبه قرار مي‌گيرند. تخته‌هاي اين جعبه مانع نگرش همه‌جانبه اين افراد مي‌شود. تخته‌ها و سطوح اين جعبه مواردي چون موقعيت اقتصادي خانواده، ظاهر فيزيكي، خون و گروه نژادي مي‌باشد. علاوه بر اين، عواملي چون تولد در جوامع شهري يا روستايي، تحصيلات در مدارس رسمي و بسياري موارد ديگر از تخته‌هاي اين جعبه به شمار مي‌آيند. براي شناخت كامل توانايي‌هاي بالقوه و مقايسه تجربيات خود با ديگر جوامع بشري، بايد حداقل تعدادي از اين سطوح و تخته‌ها كنار بروند تا زاويه ديد بيشتري به «بيرون» داشته باشيم. در اينجا «بيرون» به معناي بخشهاي معيني از تجربيات جمعي و قابل شناخت و در دسترس ديگر افراد بشر در زمان گذشته يا حال است. بنابراين توجيه واقعي مطالعه تاريخ اين است كه نگرش به بيرون از جعبه تولدمان امكان‌پذير مي‌شود و نيز از مجموعه‌ي متنوع و ارزشند زندگي و انديشه‌هاي ديگران آگاه مي‌شويم. تاريخ گامي واقعي براي اطلاع از موفقيت‌هاي گذشته بشر است؛ دامنه‌ي تنوع و پيچيدگي تاريخ وابسته به نوع آن است. اما به هر حال با مطالعه‌ي بخشي از تاريخ امكان روشن‌بيني و سنجش و مقايسه زندگي خود با ديگران وجود دارد؛ و مطالعه‌ي تاريخ ما را از سطوح نامرئي كه از لحظه تولد ما را احاطه كرده است، جدا مي‌سازد. براي بسياري از مردم، مطالعه‌ي تاريخ شكلي از آزادسازي بوده است. از طريق تاريخ، آنان از زندگي مردمان ديگر و شيوه‌ي برخوردشان با علايق، مسائل و مشكلات آگاه مي‌شوند. آنان با استفاده از تاريخ توانسته‌اند آينده زندگي خود را ـ به عنوان يك فرد يا عضوي از جامعه‌ي بزرگتر كه در آن فعاليت مي‌كنند ـ ترسيم نمايند. ممكن است آنها در به كارگيري راه‌حلهاي تاريخي موفق شده و رضايت ناشي از پاسخ درس تاريخ براي پيشرفت را تجربه كنند. بنا به تمام اين دلايل، مطالعه تاريخ حقيقتاً ارزشمند است. علاقه به گذشته، به معناي ناديده گرفتن نيروي ناشناخته و بالقوه انسان نيست.
* مطلب حاضر از مقدمه اين كتاب ترجمه شده است:
 World Civilizations, Philip. J.Adler, West Publishing company, 1996
به نقل از:
 رشد، آموزش تاريخ، شماره دوم، زمستان 1379

تعداد نظرات :0 (نظر دهید)
قرارداد 1907 به روایت اسناد 
1387/3/7

قرار داد هزارونهصدوهفت
به روایت اسناد وزارت امور خارجه ایران(جلد اول)
زیر نظر :حبیب اله اسماعیلی
تالیف:محمدحسن نیا،علی ططری
ناشر :خانه کتاب 1387



قرارداد 1907 نه آغازین برنامه برای درازدستی و طمع‌ورزی بریتانیا و روس بود و نه پایان آن. زمینه‌های شکل‌گیری این قرارداد را باید در سراسر سده نوزدهم؛ به‌ویژه در نیمه دوم این قرن و عواقب آن‌را باید در تحولات بعدي قرن بیستم جست. این قرارداد، سه دهه پس از جداسازی مكران و بلوچستان به‌وسیله بريتانيا و حدود دو و نیم دهه بعد از انفکاک خوارزم و فرارودان توسط روسیه، شکل گرفت. چنان که مشهور است، روسیه و بریتانیا برای تحقق اهداف سلطه‌جویانه در حوزه‌های نفوذ خود، منافع ويژه‌اي را جست‌وجو مي‌كردند. در جریان مذاکرات معطوف به قرارداد1907، روسيه اجراي فصلی دیگر را از دیدگاه منسوب به پطر كبير برای رسیدن به خليج فارس، از طریق ایران، در تداوم برنامه استعماری مرتبط با قفقاز و فرارودان پی می‌گرفت و انگلستان به دنبال «مستعمره» اعلام كردن هند، مانع ديگري برابر روس‌ها براي رسيدن به هند ايجاد می‌کرد. در عرصه فرامنطقه‌ای و جهانی نیز، سر برآوردن آلمان و بسط حوزه‌های نفوذش در عثماني و ایران، روس و انگليس را سخت به هراس انداخته بود. افزون بر آن، شكست سخت روس‌ها از ژاپن، به‌ناچار روسیه را وادار کرده بود که به اختلاف‌هاي خود با انگلستان درآسيا پايان دهد. البته در اين ميان، فرانسه كه از برنامه‌هاي استعماري آلمان در آفریقا نگران بود، در نزدیک کردن دیدگاه‌های روسیه وبریتانیا نقش به‌سزايي داشت. به هر حال، در سي و يكم اوت 1907 ميلادي، سه قرارداد ميان نمايندگان انگلستان و روسيه در سن‌پترزبورگ به امضاء رسيد. در قرارداد نخست، افغانستان در حوزه‌ي نفوذ انگلستان ودر قرارداد دوم، تبت در حوزه‌ي نفوذ روسيه قرار گرفت. براساس قرارداد سوم نیز، ايران به سه بخش تقسيم شد: 1 ـ بخش شمالي، يعني از خط فرضي ميان قصر شيرين، اصفهان، يزد، خواف و مرز افغانستان (نقطه‌ي تقاطع دو خط مرزی روس و افغانستان)، منطقه‌ي نفوذ روسيه شناخته شد. 2 ـ بخش جنوبي، يعني از خط فرضي كه از مرز افغانستان و بيرجند و كرمان به بندرعباس مي‌پيوست و براي دفاع از هندوستان داراي اهميت حياتي بود، در منطقه‌ي نفوذ انگلستان قرار گرفت. 3 ـ بخش مركزي، در حيطه‌ي نفوذ دولت ايران قرار گرفت که در حقيقت، حدفاصلي بود ميان مناطق نفوذ بریتانیا و روسیه. چند روز بعد، مشيرالدوله پيرنيا وزير امور خارجه ایران، مجلس شوراي ملي را از اطلاعيه‌ي سفارت‌خانه‌هاي روس و انگليس مطلع کرد. به دنبال اين خبر، نمايندگان دوره‌ي اول مجلس به‌شدت با قرارداد یادشده مخالفت كردند. هم‌زمان نيز روزنامه‌های فارسی‌زبان به‌ویژه حبل‌المتین و صوراسرافيل، مقاله‌هاي بسياري در رد آن منتشر مي‌کردند. به دنبال ایجاد فضای ملتهب ناشی از این ماجرا، در روز 12 مهر ماه 1286، یعنی کمتر از بیست روز پس از امضای قرارداد، مجلس شوراي ملي به‌اتفاق آرا، آن را مردود و بي‌اعتبار اعلام كرد. بعد ازیک ماه و در روز دهم آبان ماه 1286، دولت ايران طی يادداشتي به دولت‌هاي بريتانيا و روسيه اعلام كرد كه چون قرارداد ميان آن دو دولت بسته شده است، مربوط به آن دولت‌ها است و دولت ايران نظر به استقلال تامه‌اي كه دارد، تمام حقوق و آزادي عمل خود را محفوظ داشته و خود را از هر نفوذ و اثري كه قرارداد مي‌تواند درباره‌ي ايران داشته باشد، مطلقاً مصون و آزاد مي‌داند. به رغم این موضوع، به‌واسطه ناتوانی دولت ایران، دولت‌هاي استعماری به بهانه‌ي حفظ منافع اتباع خود و يا بهانه‌هاي ديگر، اسقلال ایران را در عمل بيش از پيش نفی کردند و بر دامنه‌ي دخالت‌هاي خود در امور سرزمینمان افزودند. واکاوی تفصیلی روایت‌ها و قرائت‌های تاریخی مرتبط با زمینه‌ها، عوامل و نتایج قرارداد1907م. فرصتی دیگر می‌طلبد؛ كه به‌رغم ضیق فرصت، لیکن متناسب با موضوع کتاب حاضر در چارچوب مقدمه مطالب ضروری¬تقدیم شده است. اسناد مندرج در کتاب حاضر، در حکم داده‌های اولیه برای انجام پژوهش‌های عمیق و جدی در این موضوع مهم تاریخی است، اما در شکل فعلی نیز، بنا به ماهیت خود، بر بخشی از مسائل مرتبط با قرارداد 1907م. پرتوافکنی می‌کند  
                                                     ادامه

تعداد نظرات :1 (نظر دهید)
هویت ایرانی 
1387/3/1

منش ایرانی بودن وهویت ایرانی
دکتر حکمت الله ملاصالحی
انسان وجودی است تاریخی شده وتاریخمند،"هستی"افکنده شده درتقدیرتاریخی خویش؛ دردرون میراثی که به تعبیر مارتین هایدگر ازآن او ومتعلق به اوست. درفرایند همین حرکت،گشودگی،کنش،اراده خلاق،تجربه ،استمراروحضورتاریخی است که پاره ای ازقابلیت ها،ظرفیت هاوامکانات وجودی آدمی درجهانی که پیش ازاو هست ودرتجربه وتقدیر تاریخی اش نیزدخیل بوده ونقش تعیین کننده دارد،افق گشوده وآشکارمی شود. فشارسنگین ،خردکننده وبغایت پیچیده وفوق العاده مهم فرایندتاریخی شدن،تجربه وتقدیر تاریخی بشررادراسطوره های عهد باستان وتجربه های مرزی وپیامبرانه ،ژرف وبنیادی تراز حوزه های دیگر تجربه وآگاهی احساس کرده وزیسته ایم. خداوند نیزبه تعبیر دینی،خداوندی خودراهربارباشرایط ومقتضیات همین بشرتاریخی شده وتاریخمند براوآشکارکرده وبااوسخن گفته است . همه تجربه ها،مشاهدات ،مکاشفات وژرف کاوی های بشری ماُ ازسطوح ومراتب متعالی تروجود ویافراتاریخ به مفهوم جدید ازآن جهت که دردرون شرایط ومقتضیات وجودی بشر تاریخی شده وتاریخمندافق گشوده ودریافت وفهمیده می شوند،منتزع ومنفک اززمینه هاوتجربه ها وشرایط تاریخی شان نیز نمی توان نقد وتحلیل شان کرد. آن سوراهمیشه دردرون نشانه ها،رمزها،تمثیل ها وتصویرهای تاریخی بشرتاریخی شده وتاریخمند دراین سومشاهده کرده وزیسته ایم. جهان نیزدردرون همین آگاهی،اندیشه ،تجربه،عرصه وافق تاریخی وفعل خلاق وکنش های بی امان ومستمر تاریخی آدمی هستندگی اش رابازنموده وبرماآشکار کرده وباشرایط ومقتضیات بشری ما درتنیده است. این تجربه،افتتاح،استمراروگشودگی تاریخی علیرغم گسست های مهم وتعیین کننده ای راکه پشت سرنهاده ومیشل فوکو نیز سخت برآن انگشت تأکید گذاشته ،ازوحدت ارگانیک وبنیادین برخورداربوده وهیچ چالش وگسستی نیز تااین لحظه تاریخی ای که درآن بسر می بریم نتوانسته حرکت آن رامتوقف وتعطیل کند. به دلیل همین وحدت ذاتی وپیکروار تاریخ آدمی است که متقدم وکهن ترین لایه های پیش ازتاریخی آن همانند ریشه های یک درخت با متأخرترین لایه هاودوره های تاریخی بمانند تنه وساقه ها وشاخه ها وبرگ های آن بایکدیگر پیوند ذاتی وانداموار داشته وتحویل پذیر به طبیعت، ماده وفرایندحیات این یا آن نوع طبیعی وتاریخ طبیعت نیست.ابتدایی،ساده وزمخت ترین فراورده اراده وکنش خلاق بشر پیش ازتاریخی درمتن همان تجربه وهویت تاریخی ای نهاده شده ونقد،تفسیر وفهمیده می شوند که پیچیده،ظریف ومتأخرترینُ فراورده های ذهن واندیشه وذوق وخردبشرعالم جدید.میان آن ریشه های پیش ازتاریخی واین خوشه هاوفراورده های تاریخ جدید همان وحدت بنیادینی راکه دراجزاء وعناصرحیاتی ورگ وپیوند موجودیت یک درخت، می بینیم دراینجا نیز می توان لایه به لایه ردیابی وپیگردی ومشاهده کرد. ازاین منظرهویت تاریخی بشربه مثابه وجودی تاریخی شده وتاریخمند رویدادی است مسلم وواقعیتی غیر قابل انکار. وحدت ارگانیک وبنیادین تاریخ آدمی به معنای تکرار ویکنواختی رویدادهای آن نیست .مشابهت هاومناسبت های میان حوادث تاریخی که متفکران ومورخان روزگارمانیزاغلب برآن انگشت تأکید نهاده اندبه معنای تکرارویکنواختی آن هانیست؛بلکه مبین یکتایی ورنگارنگی حوادث تاریخی بوده وهمین ویژگی های ممتاز واقعیت های تاریخی است که آن هاراازپدیدارهای طبیعی که ازرنگارنگی ویکتایی کمتری بهره دارند،متمایز می کند. به دیگرسخن واقعیت های تاریخی ،رخدادهای یگانه اند نه پدیدارهای تکرارپذیر.همین تنوع،تلون یارنگارنگی ویکتایی وتکثر رویدادهای تاریخی است که جنبه دیگری ازهویت بشری ماراآشکار می کند که اصطلاحا" آن راهویت فرهنگی اطلاق کرده اندوفرهنگ،کنش آفرینندگی است وآفرینندگی ،کنش آزادی وتاریخ ،افتتاح واستمرار کنش آفرینندگی وآزادی آدمی است وجامعه بشری عرصه تشکل وتعامل وتقابل وتبادل ودادوستدو تعارض کنش های آفرینندگی آدمی.
ادامه...

تعداد نظرات :1 (نظر دهید)
بازگشت به تاریخ 
1387/2/17

بازگشت به تاریخ                                ● حبيب‌اله اسماعيلي
■ شيوه تاريخ‌نگاري
■ج. ر التون
■ ترجمه منصوره اتحاديه
 ■ تهران، نشر تاريخ ايران، چاپ اول، 1386، 118 صفحه
آغاز فصلی نوین در «تاریخ‌نگاری روایی»؛ یگانه هدف جی.ر. التون در «شیوه تاریخ‌نگاری» است که به همت استاد نامدار و مورخ ارجمند، منصوره اتحادیه، به بازار نشر راه یافته است. التون با دعوت به رجعتی نوین به «سنت تاریخ‌نگاری روایی»، به‌زعم خود، راه خروج از فضایی را می‌جست که به باور وی، با بسط و سیطره روزافزون دیدگاه‌های متأثر از جامعه‌شناسی بر معرفت تاریخی و همچنین رواج نسبیت‌گرایی معرفتی در دانش تاریخی، دانش تاریخ و بسیاری از اهل آن را آزرده می‌ساخت. التون (1994 ـ 1921) كتاب «شيوه تاريخ‌نگاري» را نخستین بار در میانه قرن بیستم (1967) منتشر كرد. وي به سبب پژوهش‌ درباره دوره تودورها در تاریخ انگلستان، كه در كتاب انگلستان تحت سلطه تودور‌ها منتشر شد، شهرت يافت. التون هم در تاریخ، هم در سیاست مشربی محافظه‌كارانه داشت و سیاستمدارانی چون چرچيل و تاچر را می‌ستود. وي سرسختانه از روش‌هاي سنتي تاريخ دفاع می‌کرد و نوگرایی‌های کسانی چون ای. اچ. کار را برنمی‌تافت. مجادله التون با اي. اچ. كار مشهور است و كتاب The Practice of History را به‌واقع، در پاسخ به كتاب تاريخ چيست؟ What Is History? كار به نگارش درآورد. پیرو مشرب پوزيتيويسم در تاریخ‌نگاری بود و اعتباربخشی به سند و مدرك را بنیان فعالیت‌های مورخانه می‌دانست. با پژوهش‌هاي میان‌رشته‌اي سر سازگاری نداشت و تاریخ را تنها در تاریخ می‌جست. تاريخ‌نگاری سياسي را برديگر انواع تاريخ مرجح مي‌دانست و با تفسير ماركسيستي از تاريخ به شدت مخالفت می‌کرد . با این‌که از انتشار کتاب التون نزدیک به نیم سده می‌گذرد، رواج دیدگاه‌های ساختارشکنانه پس از دو دهه پایانی قرن بیستم، بسیاری از اصحاب تاریخ از جمله مورخان ایرانی را به تکاپو انداخته است و به‌رغم آن‌که مترجم محترم کلی‌گویی‌های متأثر از جامعه‌شناسی را انگیزه ترجمه خود دانسته است، به نظر می‌آید در انتشار این کتاب فضای کنونی نیز مؤثر بوده است. دعوت مورخان به رجعت به روش‌های گذشته، از نظرگاه‌های دیگری نیز مطرح می‌شود. به عنوان نمونه هم‌زمان با بازارگرمی آشفته‌نگاری‌هایی که صرفاً به بهانه حجیت قرائت‌های مختلف از موضوعات تاریخی، در پس نسبیت‌گرایی‌های افراطی ناشی از رویکرد‌های پسامدرن دو سه دهه اخیر پنهان می‌شوند، قرائت یکی از آخرین نوشته‌های اریک ‌هابسبام Eric Hobsbawm که به لحاظ مشرب فکری در جبهه مقابل التون جای دارد، جالب است؛ وی در نوشته‌ای آورده است:
 بايد از تاريخ در برابر هجوم کساني که ظرفيت و اهليت آ‌‌ن‌ را براي کمک به ادراک جهان انکار مي‌کنند، دفاع کرد...                                          
  ادامه ...

تعداد نظرات :0 (نظر دهید)
1860  بازديد کل : 3 بازديد ديروز: 1 بازديد امروز :
Powered & Designed By : Iran tarah