بهار را باور کن
باز کن پنجرهها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است
به تماشا سوگند و به آغاز كلام و به پرواز كبوتر از ذهن واژه اي در قفس است.
حرف هايم ، مثل يك تكه چمن روشن بود. من به آنان گفتم: آفتابي لب درگاه شماست كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد
1